این نوشته اولین بار در ” گذرگاه ” شماره ۵۷ در مرداد ماه ۱۳۸۵ منتشر شده است

جوایز نوبل
جوایز نوبل، فکر می کنید حقی است که به حق دار می رسد؟ ( بخصوص جایزه ادبیات و صلح ) و آن ها که این جوایز را دریافت می کنند، به واقع از بهترین ها هستند؟ و هیجگونه ملاحظاتی برای انتخاب آنها اعمال نمی شود؟ گمان نمی کنید پاسخ مثبت به این پرسش ها، می تواند ریشه در خوش باوری داشته باشد؟
به واقع جایزه نوبل ادبی که در سال ۱۹۵۸ ( در شور حسینی! جنگ سرد ) به ” بوریس پاسترناک ” نویسنده روسی ( در شوروی سابق ) به مناسبت
انتشار کتاب: ” دکتر ژیواگو ” تعلق گرفت بدون ملاحظات سیاسی بود؟
همانطور که می دانید ” پاستر ناک ” بیشتر ( و اصولن ) شاعر است تا نویسنده، و اتفاقن کتاب شعری هم دارد با نام: ” تولدی دیگر- Second Birth ”
شاید هم ” دومین تولد ” و تنها کتاب ِ به نثر او ( یا اولین کتابی که به شعر نیست ) همین ( دکتر ژیواگو ) ست که نوبل را برایش آورد.
نمی گویم همه جوایز نوبل ( یا همه کیرندگان آن ) بر پایه روابط است و نه ضوابط، ولی می گویم آنجا که لازم بدانند کسی را بر می گزینند که می خواهند.
مثل جایزه صلح آن، برای ( جیمی کارتر، و حتا البرادعی ) ، و دیگرانی که می شناسید.
در جائی به نقل از کمیته نوبل خواندم: ( جایزه نوبل الزامن به آن هائی که واجد شرایط هستند تعلق نمی گیرد. یا: نوبل تنها معیار شناخت خوبی و بدی نویسندگان نیست. )
کما اینکه مشاهیری چون : برشت – دریدا – جیمز جویس – سامرست موام – دی. اچ. لورنس – سالینجر – آرتور میلر – مارک تواین و حتا، تولستوی، نوبل
نگرفتند. ولی ” پاستر ناک ” گرفت. در چنین وضعیتی ما انتظار داشتیم، ” شاملو ” نوبل بگیرد.
گویا به واقع، دنیا دار مکافات است! باید چشم و گوشمان کاملن باز، و حواسمان حسابی جمع باشد، در تمامی موارد و زمینه ها