در اول قرن بیست و یکم تقریبا ۳۵ میلیون آمریکایی آفریقایی تبار در ایالات متحده ی آمریکا زندگی می کردند. که حدود ۱۲ درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدادند. این جمعیت دومین اقلیت نژادی در آمریکا می باشد. اسپانیایی
هاو آمریکای لاتینی ها حدود ۱۲٫۵درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند.پیشینه ها – آفریقایی ها مانند مردم سایر کشور ها در کشور خود مشغول زندگی کردن بودند. تا اینکه در سال ۱۶۱۹ دلالان اروپایی یک گروه از آفریقایی ها را در آفریقا دزدیدند. وآن هارا باکشتی به آمریکا بردند از این گروه حدود ۲۰ تن سالم به آمریکا رسیدند و در ویرجینیا به عنوان برده به فروش رسانده شدند. چون از این کار سود زیادی به دست آمد از آن به بعد دلالان به صورت گسترده و سازمان یافته به دزدیدن آفریقایی ها و آوردنشان به آمریکا مبادرت کردند.
اروپایی های مدعی حقوق بشر امروز به کمک دلالان آفریقایی که در خود آفریقا ساکن بودند دختر ها و پسر ها ی جوان خانواده ها را می دزدیدند و آنها را با
۲
دست و پای زنجیر شده سوار کشتی برده کشی می کردند. مختصر غذایی به آن ها داده می شد. استحمام آن ها طی پنج شش ماه سفر دریایی فقط چند سطل از آب دریا بود.
بعضی از این اسرا تحمل وضعیت سخت و دشوار سفر را نداشتند و در طول سفر می مردند. کارگران دلالان جسد آن ها را به دریا می انداختند. علت مردن این بردگان شرایط سخت سفر بود. زیرا دلالان آن هارا مانند بار پهلوی هم ردیفی در حالیکه زنجیر به دست و پا داشتند در ته کشتی که معمولا مرطوب و هوای بسته ای داشت به صورت دراز کش قرار می دادند. آن هایی که سالم به آمریکا می رسیدند در بازار برده فروشان به حراج گذاشته می شدند و با قیمت خوبی به فروش می رساندند. نمونه ای از ته کشتی برده کشی.
۳
شاید باور کردن این واقعیت مشکل باشد که از سال ۱۶۱۹ تا سال ۱۸۰۸ ده میلیون آفریقایی را به این ترتیب دزدیدند و تحت آن شرایط دشوار به آمریکا بردند و فروختند. این افراد پس از تحمل آن شرایط عذاب آور سفر حاضر به هر کاری بودند و تماما در خدمت ارباب سفید پوست متمدن خود به هر کاری تن می دادند و جرات هیچ گونه اعتراضی را هم نداشتند.
برگان مرد عموما در مزرعه کار می کردند. بعضی از زنان برده در خانه ی ارباب به عنوان خدمتکار کار می کردند و دیگر زنان به کار کشاورزی مشغول بودند. با نهایت تاسف باید گفت که مورد تجاوز قرار گرفتن این زن ها به وسیله ی اربابان یا مشاورانشان کاری معمولی بود و جای هیچ گونه اعتراضی هم برای کسی وجود نداشت. زیرا در صورت اعتراض به سختی تنبیه می شدند.
اربابان سفید پوست برای این بردگان اسم آمریکایی می گذاشتند. آن ها باید به زبان انگلیسی حرف می زدند و حق نداشتند به زبان مادری شان صحبت کنند درضمن خواندن و نوشتن برای همه ی برده ها اکیدا ممنوع بود.این بردگان در صورت فرار به وسیله ی سگ های تربیت شده تعقیب شده و سریعا دستگیر می شدند و به مجازات های سنگین می رسیدند.
شلاق زدن به تن لخت بردگان جزء مجازات های سبک بود. آن هم وقتی بود که مختصر تمردی از طرف برده صورت گرفته بود. مجازات های فرار سنگین تر بود. گاهی ارباب پنجه های یک پای برده ی فراری را با تبر قطع می کرد که دیگر قادر به فرار نباشد ودرس عبرتی برای سایرین شود. در بعضی موارد برای زهر چشم گرفتن بیشتر، شخص فراری را پس از دستگیری خود سرانه جلوی چشم سایر برده ها اعدام می کردند.
خانه های این بردگان یک کلبه ی چوبی بدون امکانات بود که در آن از بیرون باز می شد. ارباب ها یا مباشران خود را مجاز می دانستند که در هر زمان و موقعیتی وارد کلبه شوند.
۴
برده ی عکس زیر نامش پی تر است که در سال ۱۸۶۳ در لوئیزیانا به دستور ارباب به وسیله مباشر شلاق زده شد. زخم های خون آلود او پس از ۲ ماه بهبود یافت ولی اثرات شلاق همچنان باقی ماند. این برده بعد ها که آزاد شد توانست این عکس را بگیرد.
کتاب کلبه ی عمو تام- خانم هریت بیچراستودر لیچ فیلد کانک تیکت در سال ۱۸۱۱ متولد شد. او از خانواده ای تحصیل کرده و سرشناس بود. خواهرش “انستیتوی غرب” را برای تحصیل دختران تاسیس کرد. هردو خواهر در آنجا تدریس می کردند. این دو خواهر یک کتاب جغرافیا برای بچه ها نوشتند که دوشیزه هریت بابت ترسیم نقشه های آن جایزه ای هم دریافت کرد.
دوشیزه هریت در سال ۱۸۳۶ با یکی از استادان همان انستیتو به نام کالوین ای. استو که مرد فاضلی بود ازدواج کرد. خانم هریت یک طرفدار واقعی لغو برده داری بود. در سال ۱۸۵۲ کتاب فوق العاده جذاب و نسبتا مستندی به نام ” کلبه ی عمو تام” نوشت. او در این کتاب بخش هایی از زندگی درد آلود و فرار بردگان سیاه پوست به کانادا را به تصویر کشید. این کتاب پر فروش ترین کتاب قرن
۵
نوزدهم در آمریکا شد. به طوری که در چاپ اول ۳۰۰ هزار نسخه ی آن به فروش رسید. به این ترتیب خانم هریت بیچر استو یکباره در آمریکا و سراسر اروپا معروف شد. بسیاری از نویسندگان معروف جهان این کتاب را ستودند. تولستوی نویسنده ی برجسته ی روسی آن را یک کار بزرگ ادبی شمرد و آلفرد کازین منتقد و نویسنده ی آمریکایی روسی الاصل نوشت که ” کلبه ی عمو تام ” قوی ترین و هنرمندانه ترین کار در راه مبارزه برای لغو برده داری آمریکا است” عکس زیر تصویر خانم هریت بیچراستو است.
البته لغو برده داری ، به عوامل زیادی بستگی داشت که شرح آن در این مختصر نمی گنجد ولی باید گفت که کتاب کلبه ی عمو تام بیشتر ذهن مردم را برای لغو برده داری آماده کرده بود. حتی ابراهام لینکلن رئیس جمهوری آمریکا خواستار ملاقات با نویسنده ی کتاب شده بود. این کتاب در واقع همه ی مردم آمریکا را تحت تاثیر قرار داد و یکی از عوامل موثر لغو برده داری در آمریکا بود.
۶
ابراهام لینکلن
ابراهام لینکلن در سال ۱۸۰۹ در خانه ی فقیرانه ای در ایالت کنتاکی متولد شد او تحصیلات رسمی اندکی داشت. اما مطالعات زیاد و تجربه ی مشاغل متفاوت او باعث شد که در سال ۱۸۳۴ به عنوان نماینده ی مجلس ایالت ایلینویز انتخاب شود. او در سال ۱۸۶۰ رئیس جمهوری آمریکا شد ودر مورد قانون لغو برده داری تلاش های فراوانی کرد. برده داری در ایالت های شمالی آمریکا از بین رفته بود ولی در ایالت های جنوبی، برده داری همچنان ادامه داشت. ایالت های جنوبی خواستار کشور مستقل شده بودند. لینکلن تصمیم شجاعانه ای گرفت و آزادی بردگان را در سراسر آمریکا اعلام کرد وبرای اینکه کشور یکپارچه بماند با ایالت های جنوبی وارد جنگ شد. این جنگ به جنگ شمال و جنوب یا به جنگ داخلی معروف شد.این جنگ از سال ۱۸۶۱ شروع شد ودر سال ۱۸۶۵ به
۷
نفع ایالت های شمالی پایان یافت. درست یک ماه پس از اینکه لینکلن برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد جنگ پایان یافت و۵ روز بعد از پایان جنگ درسالن تاتر فورد ترور شد . او یکی از برجسته ترین روسای جمهوری ایالات متحده ی آمریکا بود.
کتاب بر باد رفته – خانم مارگارت میچل در هشتم نوامبر سال ۱۹۰۰ در آتلانتای جورجیا متولد شد. شغل او هنر پیشه گی بود. او پس از تحصیل در دبیرستان از دانشگاه اسمیت فارغ التحصیل شد ودر اگست سال ۱۹۴۹ به علت تصادف با اتومبیل درگذشت.
مارگارت میچل موفق ترین داستان نویس اواسط قرن بیستم آمریکا بود. او با نوشتن کتاب به یاد ماندنی “بر باد رفته ” در سال ۱۹۳۶ به شهرت جهانی رسید و برنده ی جایزه ی پولیتزر شد. مطالب این کتاب حاوی داستان های جنگ داخلی چند ساله بین ایالت های شمالی و ایالت های جنوبی است و حوادث عاطفی کتاب در آتلانتا بین چند خانواده اتفاق می افتد.
از روی این کتاب ، فیلم معروف ” بر باد رفته” ساخته شده است که برنده ی ۸ جایزه اسکار هم شد.این فیلم بسیاری از مسائل و حوادث و دیدگاه های اجتماعی آن روز گار را به نمایش میگذارد.
۸
کتاب ریشه ها- الکس هیلی (۱۹۲۱-۱۹۹۲ ) که یک سیاه پوست بود با تحقیقات گسترده ی ۱۲ ساله ی خود دریافت که خودش نسل هفتم یک برده به نام کونتا کینته بود. این برده به همراه تعداد زیادی از آفریقایی ها در سال ۱۷۶۷ از آفریقا دزدیده شد و با همان کشتی های حمل برده به آمریکا آورده شد و به یک ارباب سفید پوست فروخته شد. نام آمریکایی او توبی بود.
کونتا کینته پس از ازدواج صاحب دختری به نام کیزی شد. او سرگذشت خود را به دخترش کیزی گفت و به او سفارش کرد که این سرگذشت را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال دهد تا روزی که آزاد شوند. کیزی همبازی دختر ارباب بود. چون دختر ارباب او را خیلی دوست داشت به او خواندن و نوشتن را آموخت. ارباب طی حادثه ای از با سواد شدن کیزی مطلع شد و بلافاصله او را به یک
۹
ارباب دائم الخمری فروخت. کیزی از ارباب دائم الخمر خود صاحب پسری به نام جورج شد. جورج پس از بزرگ شدن و ازدواج صاحب چند پسر شد که بزرگترینش تام نام داشت. ارباب دائم الخمر به علت باخت در یک شرط بندی جورج را به یک ارباب انگلیسی فروخت. پس از چندین سال ارباب انگلیسی جورج را آزاد کرد.او هم به نزد خانواده اش باز گشت. در این زمان که سال ۱۸۶۵ بود جنگ داخلی آمریکا پایان یافت و همه ی برده ها آزاد شدند. خانواده ی جورج به ایالت تنسی نقل مکان کردند. کوچکترین دختر تام سانتا یا نام داشت.
سانتا یا پس از ازدواج صاحب دختری به نام پرگر شد. خانم پرگر پسری داشت به نام الکساندر هیل . الکساندر هیل پس از ازدواج صاحب پسری به نام الکس هیلی شد که همان نویسنده ی کتاب ریشه هاست.
الکس هیلی پس از نوشتن این کتاب به شهرت جهانی رسید وبه جوایز زیادی هم دست یافت. از روی این کتاب سریالی به نام ریشه ها ساخته شد که در سال ۱۹۷۷ به صورت هفتگی از تلویزیون های آمریکا پخش می شد. این سریال در آن زمان ۱۳۰ ملیون نفر بیننده داشت. بعد ها این سریال به یک فیلم چند قسمتی تبدیل شد. این فیلم مدرک مستندی بر وحشی گری های اروپایی ها و آمریکایی هااست و داغ ننگی است که بر پیشانی سرمایه داری لجام گسیخته ی غرب خورده است.
برگرفته از چندین منبع مختلف انگلیسی.