اشاره ای از سر درد… l کاش گوش شنوائی لا اقل از سوی آنهائی که ادعای کباده کشی دارند پیدا می شد و غم نان و ترس جان رمقی برایشان باقی گذاشته باشد:

تاکه اسباب بزرگی همه آماده شود
ادبیات ما بی پناه و بی یاور است. و گاه علاوه بر آن، عده ای بخصوص حکومت ها از راه های مختلف چه در آن رژیم و چه سانسور کشنده به کمک ” ارشاد ” در این رژیم تیشه به دست به ریشه اش می زنند.
بی پناه و بی یاور است چون بجای کمک به توسعه و تشویق با برپائی انواع جوایز هنری و ادبی، آموزش و پرورش ما کودکان را نه ” آموزش ” می دهد و نه برای شوق به خواندن ” پرورش ” . و ازما انسان های ضد خواندن و متنفر ازکتاب بار می آورد.
علت چاپ اندک هر کتاب ” چیری حدود ۳۰۰ تا حد اکثر ۳۰۰۰ جلد در ایران،
در همین آموزش و پرورش بی برنامه ای است که در هر حال کار اساسی اش ، بیشتر در فکر بزرگنمائی رجال حکومتی است وملتمسانه اشاعه دریوزگی به آستانه آن هاست تا کلاه بیشتری از نمد حکومت دست و پا کنند.
و چاپ کتاب در غرب به تعداد صد هزار تا چند میلیون جلد از هر کتاب نیز دقیقن در نحوه صحیح آموزش و پرورش کودکان است که از سطح دبستان در آن دیار آغاز می شود.
چرا در غرب در هر فرصتی کتاب می خوانند…در قطار و اتوبوس و هواپیما و در هر اتاق انتظاری چون مطب دکترها و غیره ، ولی ما حتا در بستر خواب هم کتاب نمی خوانیم و اصولن علاقه ای نداریم؟ دلیلش همین از پایه تربیت نکردن نوباوگان است.
به کودکی در مکتب گفتند، بگو ” الف ” گفت نمی گویم ، گفتند چرا؟ گفت چون بعد از آن می گوئید بگو ” ب ” وبعد ” پ ” و …می روید تا ” ی ” . گفتند خوب برویم هدف همین است. گقت خب با سود می شوم و همین باسواد شدن می شود بلای جانم. ” بخوانید بلای جان دیکتاتور ها ی حاکم ”
کتاب خوانی که منجر می شود به روشنی و آگاهی بیشترحکومت های ما را خوش نمی آید.
در حالیکه در کشور های دیگر انواع جوایز را دارند تا نویسندگان را تشویق کنند و بانی و باعث فراوانی خواننده شوند تا جامعه بسوی تعالی کورس بر دارد.
به این نوشته از ” ایسنا ” به گفته خانم آزاده شمس که در همین رابطه است توجه کنید.
نگاهی به مهم‌ترین جایزه‌های ادبی دنیا
در سراسر جهان جایزه‌های ادبی بسیاری برگزار می‌شود که علاوه بر تشویق نویسندگان و شاعران، تنور و بازار ادبیات را گرم می‌کند و سبب می‌شود نویسندگان، شاعران و آثار آن‌ها در رسانه‌ها مطرح شود و مخاطبان به خواندن این کتاب‌ها ترغیب شوند.
به نظر می‌رسد علاوه بر جایزه‌ی نقدی که هر یک از این جایزه‌ها به برگزیدگان خود می‌دهد، اغلب نویسندگان بیش‌ترین سود را از مطرح شدن نام‌شان با این جایزه‌ها و همچنین فروش آثار و بالا رفتن میزان ترجمه‌ی آثارشان به زبان‌های دیگر می‌برند.
در ادامه برخی از مطرح‌ترین جایزه‌های کتاب و ادبیات جهان معرفی می‌شوند:
جایزه‌ی ادبی پن فاکنر
جایزه‌ی کتاب کاستا
جایزه‌ی کتاب اول گاردین
جایزه‌ی ملی کتاب آمریکا
جایزه ادبی بوکر من
جایزه ادبی نوبل
جایزه ادبی سروانتس
جایزه ادبی پولیتزر
جایزه ادبی گنکور
جایزه ادبی فمینا
جایزه آسترید لیندگرن
جایزه ادبی اورنج
جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن
وده ها جایزه ادبی دیگر.
ملاحظه می فرمائید تا چه حد کشورها دراین مورد به ادبیات و نویسندگان توجه دارند. خب نتیجه بی تردیش پیشرفت است چیزی که ما از آن محرومیم.
ادبیات در کشورما قیم دارد، و می دانیم که همیشه قیم را برای صغیرتعیین می کنند وادبیات تحت انقیاد قیم ” سانسور بخصوص دولتی و از بیم آن خود سانسوری ”
از نفس می افتد
ادبیات ما دائم از سوی قیم توسری می خورد، و بدون شک چنین ادبیاتی بارور و شکوفا نمی شود. برای هر بزرگ شدنی اسبابش باید مهیا شود. که ما از آن محرومیم.