نامه نویس
گفتم تو بگو من مى نویسم
گفت تو خودت بنویس و من ماندم که چه بنویسم !
خب بگو :
اسم خانمت چیه ؟
مریم !
مریم جان سلام
دیگه ؟
گفت من بلد نیستم تو بلدى
اخه من نمى دونم چى مى خواى به خانمت بگى تا من بنویسم
تو بنویس من دارم کارگرى مى کنم مریم جان
دلم واسه دخترم تنگ شد
امروز خیلى براش گریه کردم و خب بعد ؟!
دیروز سرکارم اجر یکراست خورده ملاجم و زخمى شدم ولى خب بستم و کارمو ادامه دادم
هفته قبل عذر منو خواستند گفتند کار نداریم و من چند روز بیکار بودم و نتونستم پولى جمع کنم واست بفرستم
چند وقت قبل هم با صاحب کارم دعوام شد و دوروز حق منو نداد و من هم خیلى گریه کردم !
دیگه ؟!
بنویس مواظب دختر من باش اونجا هوا سرده و بچه سرما مى خوره و دوا پیدا نمیشه و خیلى گرونه و تو که پولى ندارى دارى بخرى !
دیگه بنویس من شش ماه دیکه باید کارگرى کنم و شاید بتونم پولى جور کنم و بیام پسرمونو ببریم پیش دکتر
اینجا مى گن یه دستگاهى هست که مى ذارن گوش پسرمون و میتونه بشنوه ولى خیلى گرونه و خب من کار مى کنم و وپولو تا اون موقع جور مى کنم و میام تا شب عیدى با تو و بچه ها دور هم باشیم
سکوتى تلخ کرد و ایستاد و متوقف شد
گفتم دیگه چى بنویسم ؟
گفت دیگه هر چى خواستى خودت بنویس و من ماندم چى بگم !
گفت واسم مى خونى چى نوشتى ناراحت میشى از دست من ؟
گفتم نه و شروع کردم به خوندن نامه
تا به چند خط رسیدم دیدم گریه امانش نمى دهد
گفتم چرا گریه مى کنى بذار نامه را بخونم خانمت خوشحال میشه واسش نامه نوشتى !
گریه امانش برید و در هق هق بى انقطاعش زار میزد و مى گفت اخه من تا الان نمى دونستم اینقدر بدبختم
ومن این همه بدبخت بودم و خودم نمى دانستم !
و من هم