ما حالا علاوه بر ادبیات متعارفمان، ادبیانت جَنگ را هم داریم و ادبیات زندان را. و این هر دو را تا پیش از انقلاب حد اقل در این سطح و بدین گستردگی نداشتیم
همراه با بسیاری از آورده های دیگر، که بیشترشان نامیمون و نا مبارک بوده است، این دو، بنظر من در غنای ادبیات ما ره آورهای قابل توجهی بوده اند. هرچند علت وجودیشان لورده کردن اندام جامعه ما بوده است، و حاصل رخداد هائی هستند که بر ما، مردم ما، و بخصوص جوانان ما تحمیل شد. و ادبیات حاصل از آن ها باز تاب زخم های عمیق دو فاجعه جنگ و زندان های جمهوری اسلامی است
هر دوی این ادبیات آنجا که زبان حقیقت هستند، چشم و گوش وجدان جامعه را باز کرده است. به تعبیری می توان آن ها را ادبیات ” خبری ” نیزنامید چرا که هردو از نا دیده ها و نا گفته ها می گویند. و نثرشان و روانی بیانشان، و صداقتی که در سطر سطر خود دارند به واقع ادبیات ما را ” رئالیزه ” کرده اند. مستندند ولی در قالب ادبیاتی، پر کشش و خواندنی، و تاثیری چشمگیر در ازیاد خواننده داشته اند. ا.
ما بسیاری کتاب های ناب خاطرات زندان داریم، که خواندنشان قدرت نویسنده های آن ها را می رساند و می توان گفت از سوئی دیگر نسل آگاهی از نویسنده نیز در دامان این ادبیات پرورده شده است، که نوید بخش است
ما در ادبیات زندان بیشتر کتاب داریم. گاه کتاب های پر حجم، که به رمانی خواندی پهلو می زنند، ونیز چنان نوشته شده اند که پاره ای از قسمت های آن ها هم پایه  های داستان کوتاه ِقابل توجهی هستند
ولی ادبیات جنگ بیشتر بر پایه داستان های کوتاه است، و الهام بخش.
آقای صفریان همکار خودمان نیز داستان های زیبا و خواندنی
مرتضا و سر گرد ناصری…و
ماههای آخر
را از جنگ ایده گرفته است
آنچه از این دو ژانر ادبی در داخل کشور چاپ شده متاسفانه دخالت های گسترده و بنیانی وزارت سانسور، آن ها را از ارزش واقعی انداخته است و آنچه که به دست خواننده می رسد کاملن بی یال و دم و اشکم است. اما در عوض نشر در خارج جبران کننده بوده است بخصوص در مورد ادبیات زندان، که اصولن زادگاهش در برون مرز است.
خوشبختانه پاره ای از آن ها را بصورت کتاب های الکترونیک می توان بر روی سایت ها ی برون مرزی یافت. توصیه می کنم بیابید و بخوانید، این ها پاره های تن ادیبات ما هستند.