ما در ایران بحران آب نداریم؛ بحران “نخبگان” داریم؛ وگرنه چرا کشورهائی مانند عربستان، کویت، امارات و دبی، اسرائیل، بحرین و عمان و …. ، بمانند ما با بحران آب مواجه نیستند؟ کشورهائی که برشمردم، ده ها بار کمتر از ایران منابع آبی در اختیار دارند، آب و هوای آنها خشک تر است، و دسترسی آنها به دریا بیشتر از کشور ما ایران نیست. از لحاظ نرم افزاری اگر بنگریم نیز؛ موضوع حفاظت از بوم زیست و حفاظت از آب و خاک و هوا در فرهنگ ایرانی بسیار ریشه دارتر است، و دانش و توانائی های انباشت شده و نیروی کار تحصیل کرده مناسب حل مسئله آب نیز، در ایران کمتر از کشورهای مزبور نیست. حتی منابع گاز که امروز مناسب ترین سوخت برای تولید آب شیرین از دریاست را اگر مقایسه کنیم، سهم ایران بیشتر از مجموع همه این کشورهاست. با اینهه وقتی به رده بندی جهانی بحران آب و خاک می رسیم، ایران بدترین رتبه را دارد. معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می گوید:
« در رده بندی دنیا در بحث آب و خاک در جایگاه خوبی قرار نداریم و متاسفانه در تنش آبی نیز در دنیا در رتبه اول قرار داریم.» [معصومه ابتکار، ایسنا، ۱۶ مهر ۱۳۹۴ ]
اما بحران آب از زاویه دیگری هم برای ایرانیان هشدار برانگیز است؛ نقشه “آبی- سیاسی” ( Hydro politics ) منطقه خاورمیانه به صورت غافلگیر کننده ای در حال تغییر است. ادامه روند کنونی تعادل ژئوپولیتیک منطقه را برهم خواهد زد. این تغییرات “آبی – سیاسی”، بیش از آنکه ناشی از روند گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی باشند، به افزایش جمعیت، قابلیت های مدیریتی دولت ها، و پیشرفت های صنعت “نمک زدائی و پردازش و بازیافت” آب بستگی دارند.
امروز امیرنشین “دبی” تا ۹۸ درصد نیاز آبی خود را با نمک زدائی [۱] آب خلیج فارس تامین می کند. نمونه عربستان سعودی با یک حکومت قبیله ای برای ما اموزنده تر است؛ درحالی که کل نیاز آب شهری (آب شرب) ایران، حتی در بدترین حالت خشکسالی کمتر از ۸ درصد آب های تجدید پذیر [۳ ] کشور است؛ این رقم برای عربستان سعودی ۲۰۰ درصد است. یعنی امکانات طبیعی ایران چند ده برابر بهتر از سعودی ها است. اما آنها بمانند ما دچار بحران آب نیستند. از میان دلایل مختلفی که می توان برشمرد، یک دلیل آن است که آنها بر ایجاد تاسیسات نمک زدائی توام با نیروگاهای برق تمرکز داشته اند و کشور ما عمدتا” بر روی سد سازی سرمایه گذاری کرده است.
البته سد سازی همیشه بد نیست، اما تعداد مکان های مناسب سد سازی محدود است که پس از ۷۰ سال سد سازی در ایران، رو به پایان دارند. در مقابل، فرصت های نمک زدائی در ایران عملا” بی پایان اند و با رشد تکنولوژی نیز به این فرصت ها افزوده می شود. نمک زدائی امتیازهای دیگری هم نسبت به سد سازی دارد که برای استراتژی آبی کشور تعیین کننده است. از جمله، در حالیکه سدها تنها می توانند آبهای موجود را مهار و کنترل کنند، با استفاده از نمک زدائی می توان به حجم آب تجدید پذیر کشور در مقیاس نجومی افزود. دیگر آنکه، سد سازی پر ریسک و پر هزینه است، در صورتیکه نمک زدائی تقریبا” بدون ریسک و نسبتا” کم هزنیه است. برای مثال، اگر هزینه ساختن سد گتوند را خرج تاسیسات نمک زدائی کرده بودیم، اکنون می توانستیم معادل آب شرب تمام ۱۳ میلیون ساکنین تمام استانهای جنوب کشور آب شیرین تولید کنیم. ریسک چنین پروژه ای نیز در مقایسه با سد گتوند ناچیز می بود. علاوه بر آن، انجام پروژه نمک زدائی مزبور بیش از دو تا سه سال طول نمی کشید، در صورتیکه ساخت بعضی از سدهای ایران دو سه دهه طول کشیده است.
برای جستجوی