گذرگاه تیرماه

تیر ۱۳۹۵

با هم

با هم و همراه باشیم
شماره ١٧۶

گذرگاه تیرماه ١٣٩۵ در پانزدهمین سال انتشار
این شماره گذرگاه حاصل همت این یاران است
———————————————————–
– دکتر محمود کویر – مهران رفیعی – منوچهر برو مند – قیصر امین پور- محمود صفریان- مهتاب چگینیان – حسین پاینده -دکتر محمود کویر
مهتاب خرمشاهی – عیدی نعنمتی – رحیم سینائی – محمد رضاجنتی – مانا آقائی – دکتر ماندانا زندیان – احسان یار شاطر – حمید مصدق – شهره احدیت – نادره افشاری -حسرو باقر پور – حسین سناپور – مهرداد اکبری- ندا ایرانی -هوشنگ ابتهاج –  سید میثم آقا سید حسینی  –

سیرى در سابقه ى ساقى نامه سرایى در ادبیات ایران – منوچهر برومند

تیر ۱۳۹۵

منوچهر برومند
منشاء و چگونگى ساقى نامه ها:
ساقى نامه که مطاوى ابیاتش غالباً مجزا از قسم نامه نیست. از اقسام شور انگیز ادبیات منظوم ماست.که به اقتباس ازخمریات ادب عرب مورد توجّه وتقلید شاعران ایران قرار گرفت.در بدو امر در قصائد وقطعات منظوم رودکى سمرقندى وبشار مرغزى وسپس در قصیده ها ومسمطات منوچهرى دامغانى در وصف مى ظاهر شد، به مرور با ظهور وبروز مضامین دیگر در سروده هاى سخنوران ایرانى، کاربردى جدید یافت. که مقرون به معانى بلند،حاصل از تدقیق در نفسانیات بود. درپى این تطوّر معنوى به صورت ابیات پراکنده در سروده هاى نظامى گنجوى مُّبِین بى وفایى و ناپایدارى مظاهر مادى جهان شد.بدین سان که نظامى با یاد آورى سرانجام نا خجسته زندگانى زود گذر آدمى، معانى بلند حکمى را با بیانى مؤثر که سبک و سیاقى ویژه دارد، در تلو ابیات پراکنده اى به رشته نظم کشید. جولانگاه اندیشه اى در گذر گاه بینش سرایندگان دیگر گشود. که موجب شد، با دیدى ژرف نگر به مظاهر جهان هستى بنگرند. واز نادیدنى هاى پنهان درحجاب پندار، به نیروى کلک حقایق نگار پرده بر گیرند.
نظامى در کتاب پنج گنج، دو سوگند نامه ى جانسوز سرود. یک جا در داستان خسرو وشیرین هنگام زارى کردن شیرین در دورى خسرو و جاى دیگر در اسکندر نامه، هنگامى که اسکندر در نامه اى که از بستر مرگ به مادرمى نویسد،اورا سوگند مى دهد. که با شکیبائى بر ماتم پور به قضاى آسمانى تن در دهد.
دو سوگند نامه نظامى درد ناک ترین قسم نامه هاى سروده شده در ادب ایرانى است. همه گویندگانى که پس از او در این باب سخن سرایى کرده اند، به دو سروده ى وى نظر داشته اند. و تحت تاثیر او بوده اند.
همچنین نخستین شاعرى که در بین پیشینیان، به سرودن ساقى نامه پرداخت، نظامى بود که ابتدا در کتاب لیلى ومجنون ساقى نامه مختصرى سرود که ابیات آغازینش چنین است: (ساقى مى لاله رنگ بر گیر/ جامى به نواى چنگ برگیر/ آن مى که منادى صبوح است / آباد کن سراى روح است)
نظامى بعد از آن تاریخ ضمن داستان اسکندر ( در شرفنامه واقبال نامه) تلو ابیاتى پراکنده در بحر متقارب مثمن مقصور یا محذوف (١) رشحات طبع گهر بارى ظاهر ساخت که عبدالنبى فخرالزمانى قزوینى در قرن یازدهم هجرى با ذوقى سرشار، از مجموع دویست بیت پراکنده وى ساقى نامه اى فراهم ساخت. که در تذکره میخانه مندرج است. واغلب شعراى بزرگ و سخنوران نامى،به پیرویش در عرصه سخنورى طبع آزمایى و ساقى نامه سرایى کردند٠(٢)
گرچه امیر خسرو دهلوى،خواجوى کرمانى، خواجه حافظ شیرازى، هاتفى، جامى وبسیارى از شعراى عهد صفوى ودیگران ساقى نامه ى نظامى را تقلید کردند. وبه پیروى ازآن حکیم بزرک وشاعر فحل سترگ ساقى نامه هاى پر شمار به صورت متّصل یا منفصل از سروده ها بر دو وجه موجز و مختصر یا مطوّل ومفصّل سرودند.باز هیچ یک ازحیث فضیلت تقدّم ونیز به لحاظ ذوق سلیم و فخامت کلام وقدرت بیان که مقرون به انسجام الفاظ ورقت معانى است،لطف سخنشان به پایه ى سروده سخته نظامى نرسید.
سخنوران بزرگى، مانند امیر خسرو دهلوى وپس از او خواجوى کرمانى که در تلو ابیاتى به بحر متقارب در اسکندر نامه و هُماى وهمایون، با ساقى ومغنّى از بیش وکمى وناپایدارى جهان، باعنوان نکوهش وطلب روزگارونه عنوان صریح ساقى نامه سخن گفتند. ونیزخواجه حافظ شیرازى که در سلک مثنوى کوتاهى با عنوان ساقى نامه نغماتى دلچسب به رشته نظم کشید، هیچ یک به بیان معنى ژرف ترى از سروده نظامى توفیق نیافتد. وبه ارائه ى سخنى که جلوه ى تازه تر وجذابیتى بیشتر داشته باشد، نائل نیامدند!
در فاصله زمانى سده ى ششم تا آغاز سده ى دهم تحولاتى در زمینه ى ساقى نامه سرایى پدید آمد. که علاوه بر آنکه منجر به نظم ساقى نامه هاى (منفصل ) در همان قالب مثنوى به بحر متقارب مثمن مقصور یا محذوف شد،، ساقى نامه هاى نو آیینى در قالب ترکیب بند، یا ترجیع بند باب کرد. به این نحو که فخرالدین عراقى که شیدایى ِ شاعرانه وعاشقى صوفیانه را توأمان داشت. بر خلاف دیگران در راه تازه یى قدم نهاد. ترجیع بندى سرود به ترجیعِ (در میکده مى کشم سبوئى /باشد که بیابم از تو بوئى )در غالب بند ها،در جایگاه صوفى وارسته یى حقیقت جوى، ازساقى پیمانه پیماى ازلى، پیمانه مى الست طلبید. خواستارِ جام جهان نمایى شد. که سرانجام جهان را در پى تابش روى ساقى درآن بنگرد. به این ترتیب عراقى بانى ساقى نامه اى شد. که از حیث قالب با ساقى نامه هاى پیشین همانندى نداشت.ولى به لحاظ معنى ومضمون متضمّن همان معانى ومضامین سابق بود.بههمین سبب بود که فخرالزمانى قزوینى آنرا در شمار ساقى نامه ها در تذکره میخانه نقل کرد.
سرودن ساقى نامه هاى( متّصل ) در شعر فارسى تا پایان عهد تیمورى وآغاز دوران صفوى متداول بود. وبعد از آن ساختن ساقى نامهاى (منفصل ) به شیوه ى حافظ نیز باب شد. پیشگام این دسته از ساقى نامه گویان ( امیدى تهرانى) مقتول به سال ٩٢٩هجرى است که ساقى نامه ى مجزاى او جاذبه وگیرندگى ویژه اى دارد
از سده ى دهم به بعد سرودن ساقى نامه بیش از پیش باب شد. به گونه اى که رکن رکین شاعرى به حساب آمد و کمتر سخنورى از جمع سخنوران شناخته شده ى دوران بود،که در صدد طبع آزمایى در زمینه ى ساقى نامه سرایى بر نیاید. ساقى نامه اى مجزا ومستقل از سایر سروده ها ویا در مطاوى ابیات منظومه اى دیگر به بحر متقارب نسراید.
نوع اندیشه در ساقى نامه ها تقریباً یکسان وبیشتر بر روال سابق است.یعنى همان اظهار عواطف مشعر بر ناپایدارى وبیهودگى زندگى و سرانجام نابه سامان وناستوده حیات فنا پذیرِ آدمى، تعلّق گریزى وپناه بردن به عوالم مستى براى رهایى از بار منّت ایمان و تهمت کفرِ هستى، آرزوى دسترسى به جلوه ى شهود راستى، جست وجوى گمشده ى آرزو در پاى مصطبه ى پیر مغان، گوشه گیرى در خلوتگه دل وسلوک باطنى درعرصه ناسوتى جهت حصول ِسیر در عوالم لاهوتى وملکوتى بامخاطب قرار دادن ساقى وگاه آویختن به دامان مغَّنى براى نیل به مستى، که البته مستى در ساقى نامه ها جنبه ى عرفانى دارد.
مى به آن جرعه ازجام حقیقتى اطلاق مى شود که باعث رهایى از عالم مجاز مى گردد. و جلوه ى شکوه مند هستىِ پایدار را مى نماید. اساساً واژه هاى مى ومى فروش ومى آشام و میگسار و میخانه ونیز واژه هاى چنگ ودف ونى و مانند آن، از زمره مصطلحات ویژه ى نمادینى است، که در جرگه ى کاربران عرفان مدار وشاعران ساقى نامه سرا، معنى ومفهوم ظاهرى ندارد.
چنانکه نظامى پس از آنکه مى گوید:( بیا ساقى آن آتش توبه سوز / بآتشگه مغز من بر فروز) ( شرابى بمن ده که مستى کنم / بدان آب آتش پرستى کنم) ( مغنى مدار از غنا دست باز / که اینکار بى سازناید بساز) و ابیاتى دیگر از این دست، در پایان مقال اظهار مى دارد: ( تو پندارى اى خضر فرخنده پى / که از مى مرا هست مقصود مى ) ( از آن مى همه بیخودى خواستم / وزان بیخودى مجلس آراستم ) ( مرا ساقى از وعده ى ایزدیست /صبوح از خرابى، مى از بى خودیست ) ( وگرنه بایزد که تا بوده ام / بمى دامن لب نیالوده ام )
با اینکه ساقى نامه سرایى، در عرصه ى ادب ایران، فراورده ى نوینى از دریاى طبع وقریحه شاعرانى است،که به سائقه علائق عرفانى وجنبه نو آورى فکرى، متوّجه به عوالم معنوى بودند و به تقابل با ستایشگرى قصیده سرایان مدّاح نظرداشتند بازبرخى از ساقى نامه ها به مدح پایان مى یابد ! اعم مدح امامان، خاصه ستایش حضرت على (ع) مانند ساقى نامه شرف جهان (تذکره ى میخانه ص ١۶١) ویا مدح پادشاهان وبزرگان، مثلِ ساقى نامه ى قاسم گنابادى درستایش شاه تهماسب (تذکره میخانه ص١٧٣) ونیز ساقى نامه قدسى ( تذکره میخانه ص ٢۴٣) که به مدح شاه عباس ختم سخن مى شود.
از حیث بیان ونحوه ى تنظیم سخن نیز برخى از سرایندگان ساقى نامه ها مبدع ابداعاتى شدند. مانند ِ مولانا پرتوى شیرازى (متوفى به سال ٩۴١ه) که سیاق سخنش در ساقى نامه سرایان معاصر وپس آیندش مؤثر بود.
حکیم پرتوى شیرازى، زاده ى لاهیجان، نشو نما یافته ى شیراز، همدوره ى شهیدى قمى و اهلى شیرازى، از شاگردان ملّا جلال الدین محمد دوانى، وازمعاصران شاه تهماسب صفوى بود، ساقى نامه وى به قدرى نغز ومؤثر است. که برخى بانسبت دادن به فردوسى، اظهار داشته اند، حکیم ابولقاسم در آغاز پرتوى تخلص مى کرده، مطلبى که فخر الزمانى قاطعانه فاقد اعتبار مى داند. ( میخانه ص ١٢۴)
ابیات مطلع ِساقى نامه ى حکیم پرتوى شیرازى به شرح زیر است:
( دلا پرده بردار از روى کار / به مستى بدر پرده ى روزگار ) ( به مستى چو گل چاک زن پیرهن/ که نتوان زدن دست
وپا در کفن ) ( چنان پرده ى این دغا را بدر / که اسرارش از پرده افتد بدر ) ( بکن نا خوش دهر بر خویش خَوشْ /
به مستى ازو انتقامى بِکَش ) ( بِکَش پرده ى چرخ ِانجم نَما / که بر روى کار افتدش بخیه ها ) ( ز بیداد چرخ مرقع لباس / علم وار دارم بگردن پلاس )
عبدالنبى فخرالزمانى قزوینى مؤلف تذکره میخانه نیز در باره ى ساقى نامه ى پرتوى شیرازى مى گوید:”. ..در
ساقى نامه داد سخنورى داده وآنچه لازمه ى شعر وشاعرى باشد،در اشعار آن بجا آورده است. باعتقاد این بى
بضاعت معلوم نیست تا لغایه کسى باین خوبى ساقى نامه یى بنظم آورده، واین همه شعرى که در میخانه بر
بیاض رفته به متانت مثنوى حکیم مذ کور بوده باشد” ( میخانه ص١٢۴)
تقى الدین اوحدى بلیانى مؤلفِ (عرفات عاشقین ) ومصنِّف (نشأه ى بى خمار )مى گوید: ساقى نامه ى مولانا پرتوى شیرازى در کمال به مرتبه اى است که نه هرکس چنان شعرى تواند گفت. و” اکثر متأخرین در ساقى نامه تتبع طرز وروش پرتوى شیرازى کرده ومى کنند. و اکثر حضرات از معاصرینم به آن طرز وروش، ساقى نامه گفته اند، امّا از وى ممتاز ست. “( احمد گلچین معانى، زیر نویس، تذکره ى میخانه ص ١٢٧)
به نظر زنده یاد استاد ذبیح الله صفانیز شیوه ى حکیم پرتوى شیرازى در این قسم از شعر، نو بود.دمادم ساقى را به فریاد رسى فرامى خواند ! مى خواست به مستى پرده روزگار را بِدَرَدْ ! انتقام ناکامیهاى خود را از او بگیرد ! چون در عالم هشیارى آرامش وسکون نمى یافت، به عالم بى خودى وجنون پناه مى بُرْد. سر انجام بر سر راه این بى خودى ودل آزردگى از میوه ىِ جهل آلوده زندگى، که مقرون به محرومى دانشوران وبر کنارى پرهیزکار کاران از سر افرازى متقیانه بود. کارش به التجاء به در گاه خداى چاره سازمى کشید . از او به سوگند گران راه رستگارى مى جست!
افاضات استاد صفا اشاره به ابیات زیر است:
( حلاوت نماندست در شهد عمر/ همه طفل جهلست در مهد عمر) (نه دانشوران را ز دانش برى / نه تقوى ورانرا به تقوى سرى ) ( عجب روزگارى گران محنتست / که بر مردگان زنده را حسرتست ) ( مه زندگى را شده غرّه، سلخ/
به کام انگبینِ حیاتست تلخ )( جهان چون دلِ عاشقان ِحزین / به یکباره زیرو زبرشد چنین ) ( ز قحط ِوصال وغلوى
فراق / کند کار زهر انگبین در مذاق ) ( بلا ریز گردیده گردون ِدون / شده کارِ دین همچو دنیا زبون ) ( چه شاه وگدا
و چه نیک وچه بد/ فروماندگانند در کار خَود ) (چو زلفِ بتان عالم آشفته است / به هر دل، سیه مار غم خفته است )
( چو در عالم هوش نبود سکون / من وعالم بى خودى و جنون ) ( دهم همچو چشم سیه مست یار / سر و کار خود را به مستى قرار ) ( به مستى زدنیا ودین وارهم / که این هردو کوهند سدّ رهم ) ( مى از نقش هستى کند ساده ام /
رهاند ز رنگ ِریا باده ام ) (شرابم کند از ریا صاف وبس / شراب آتشست و ریا خار و خس ) ( شراب ریا سوز هستى گداز/ گدا را زشاهان کند بى نیاز) (بده مى که در مذهب و کیش دل / چه کعبه چه بتخانه در پیش ِدل )
(بزن شیشه ى کفر وایمان به سنگ / بنه خشت خم بر سر صلح وجنگ )( غرض راچو یکسو نهد بلهوس / سر صلح
وجنگش نماند به کس )( مشو پاى بندِ گِلِ کفر ودین / به مستى فشان دست بر آن واین ) ( سوى عالم بى خودى کن
گذر/ که از کفر وایمان نماند اثر) ( درین بیشه پا برکش از آب وگل/ که هم شیر

سرود کودکان که بسیار زیبا اجرا شده است

تیر ۱۳۹۵

متاسفانه از پخش آن بخاطر اینکه از عشق به وطن می گوید خود داری کرده اند…گریه آور است، نیست؟

سرود
ای سرزمین من

آشنائی با یک چهره – سید میثم آقا سید حسینی

تیر ۱۳۹۵

برای آشنائی بیشتر و بهتر و کاملتر با
سید میثم آقا سید حسینی
نوبسنده، کاریکاتوریست، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که متولد ۲۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲ می باشد
به لینک هائی که ایشان در همین رابطه فرستاده است مراجعه کنید
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1392/02/09/48813/برگزاری-نمایشگاه-کاریکاتور-روز-ملی-خلیج-فارس-دوچرخه-سوار-کاریکاتوریست-امسال-در-تالار-وحدت
http://iranwire.com/features/9119/
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/
سید_میثم_آقا_سید_حسینی
http://www.safaresalem.com/news/
عبدالرسول-وصال-فعالیت-های-داوطلبانه
http://iranianpen.com
http://banifilm.ir/
نقاشی-۳۴-متری-صبر-و-پیروزی-در-انبار-هل
http://www.mizanonline.ir/fa/news/5004/برگزاری-نمایشگاه-پوستر-نقاشی-و-عکس-با-موضوع-کودکان-غزه

چرا جهان این همه آشفته است؟ – م. ص.

تیر ۱۳۹۵

بیکاری و گرانی در همه ی زمینه ها از موا غذائی تا هزینه های باور نکردنی هواپیما و سایر انواع وسائل حمل و نقل بیداد می کند.
در هر گوشه جهان پدیده دست سازی به جان آرامش انسان ها افتاده است و آزادی ها هر روز محدود تر می شود.
هر روز برپایه امنیتی بر کنترول ها از راههای مختلف افزوده می شود. توان بالندگی انسان ها به طروق مختلف کاستی می گیرد. و در مجموع می رویم بسوی ” هر روز دریغ از روز پیش “.
در حالیکه هر قدر آزادی ها بیشتر باشد و هر قدر ابر قدرت ها مانع از پدیده هائی چون ” داعش ” ها بشوند و هر قدر از انقیاد انسان ها تحت نام ” نظم نوین جهانی ” کم کنند و آرامش بیشتری حاکمیت بیابد بسیار بیشتر به نفع بانیان این همه شَر در دنیا خواهد بود.
خوشبختانه ناگزیری ” مرگ ” برای همه هست و خوشبختانه همه می دانند که ناگر باید حاصل حرص و آز خود را بگذارند و بروند که اگر نبود شاهد چه مصیبت باور نکردنی بزرگتری بر جان و مال و تنفس انسان ها می بودیم .
اعصاب هیچکس از فولاد نیست که با وجود این همه نا امنی و شر و زیاده خواهی که راه می اندازند بهر دلیل که می خواهد باشد، خواب راحت خواهند داشته باشند.
بازی های پر تنش و پر فراز و نشیب با ارزش پول که خود باعث بل بشوی دیگر می شود، و فشار به اعصاب بانیان، و مرگ زودترشان حاصل دیگری ندارد. چه سود که اینهمه درهم ریختگی و فشار در تمامی سطوح، به بدن انسان ها و بدنه جامعه آوردن که تعداد صفر های حساب هایشان بیشتر و از تعداد سالهای عمرشان کسر شود.
انسان که با این همه تکنولژی باز عامل اصلی بازدهی است وبودن پر توانشان بنفع صاحبان قدرت است، در این آشفته اوضاع جهانی بیشتر فرسوده و بی علاقه و کم بازدهی میشود.
بدون شک با برپائی چنین ناپایداری جهانی که سرشار از بی اطمینانی است، دودش در چشم بانیان اصلی می رود. امیدوارم تا دیر نشده انسان و زندگی آرامش را دریابند و جهان را از اینهمه تلاطم بی اندازند.

مهران کریمی ناصری مردی که در فرودگاه شارل دوگل پاریس به مدت ۱۸ سال مقیم بود – تحقیق از احمد قندهاری

تیر ۱۳۹۵

فرودگاه

مهران کریمی ناصری متولد ۱۹۴۲ میلادی در مسجدسلیمان ایران است. که از تاریخ ۸ اوت ۱۹۸۸ تا اوت سال ۲۰۰۶ در ترمینال فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی می‌کرد.

مهران کریمی ناصری فرزند یک پزشک ایرانی ویک پرستار انگلیسی است. او، پس از تحصیل در انگلستان و بازگشت به ایران، در سال ۱۹۷۷ توسط رژیم شاه دستگیر می‌شود و سپس به خارج فرارمی‌کند. پس از گشت و گذارهای بسیار در اروپا، سرانجام در بلژیک به عنوان پناهندهٔ سیاسی پذیرفته می‌شود. اما به عشق یافتن پدر به انگلستان می‌رود و در مسیر فرار مدارک شناسایی‌اش را نابود می‌کند تا در آن‌جا پناهندگی بگیرد.
انگلسیی‌ها او را به خاطر نداشتن ِ مدارک شناسایی به بلژیک و بلژیکی‌ها او را دوباره به انگلستان بازمی‌گردانند. در این رفت‌وآمدها سرانجام هشتم آگوست ۱۹۸۸ از فرودگاه شارل دوگل پاریس سردر می‌آورد. این‌بار اما از آن‌جا که فاقد مدارک شناسایی بوده، فرانسوی‌ها نمی‌توانند او را به کشوری که از آن آمده بود، برگردانند.

مهران کریمی ناصری از آن تاریخ تا آگوست ۲۰۰۶، یعنی به‌مدت هجده سال، درترمینال ِ فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی می کند. در سال ۱۹۹۹ یک وکیل فرانسوی موفق می‌شود برای او اجازهٔ اقامت بگیرد، اما او با این استدلال که «من مهران کریمی ناصری نیستم، بلکه سر آلفرد مهران هستم و ایرانی هم نیستم!»، از امضای مدارک سر باز می‌زند.
پس از آن به‌خاطر ابتلا به بیماریی که اعلام نشده، به بیمارستانی نامعلوم منتقل می‌شود. وی کتابی به انگلیسی به نام «مرد ترمینال» نوشته‌است که در آن به شرح ِ سرگذشت‌اش می‌پردازد.
. فیلم فرانسوی گمشده در ترانزیت که در سال ۱۹۹۴ اکران شد، از داستان زندگی وی، الهام گرفته است. براساس زندگی «مهران کریمی» یک فیلم سینمایی توسط اسپیلبرگ (به نام ترمینال ) ساخته که بابت فیلمنامه مبلغ ۲۵۰ هزار دلار به او می دهند، در این فیلم تام هنگز و کاترین زتا جونز بازی می کنند.
یک فیلم مستند هم توسط حمید رحمانیان و مستندهای متعدد دیگری ساخته شده‌است. روزنامه‌ها و مجلات بسیاری در سراسر جهان دربارهٔ او نوشته‌اند.

هم چنین بهروز غریب پور کارگردان مشهور تئاتر ایران بر اساس قصه زندگی مهران کریمی نمایشی جالب توجه به نام ۲۳۴۲ روز بد را به صحنه برده است. در این نمایش محمد حاتمی بازیگر ایرانی در نقش کریمی ظاهر شده است.
مصاحبه یک خبر نگار با مهران کریمی
آیا از زمانی که شرکت فیلمسازی آمریکایی حقوق مالی ماجرای شما را به مبلغی که شایع است ۲۵۰ هزار دلار خرید، زندگیتان تغییر کرده است؟
حالا دیگر می توانم هر چه می خواهم بخرم. اما اگر چیز گران قیمتی باشد نگرانم که نکند آنرا بدزدند یا گم شود. حالا وضع خورد و خوراکم بهتر شده است ، هر چند که کیفیت غذا های ترمینال خوب نیست.
می توانم بلیط هواپیما بخرم، اما نه پاسپورت دارم نه ویزا. با توجه به اینکه فیلم ترمینال دارد اکران می شود وجهه ی بهتری دارم. اما شیوه ی زندگیم همان است که بود.
آیا هیچ یک از فیلم های اسپیلبرک نظیر آی تی یا آرواره ها مورد علاقه تان هست ؟
با این فیلم ها آشنا نیستم ولی در باره تام هنگز مطالبی خوانده ام ، او به اینجا نیامد تا ناهاری با هم بخوریم یا اینکه از من اطلاعاتی بگیرد. فکر می کنم کاترین زتا جونز را در اینجا دیدم
روز ها را به طور معمول چطور می گذرانید؟
روز ها ۸ صبح بیدار می شوم، در دستشویی مردانه اصلاح می کنم و دندان هایم را مسواک می زنم. بعد صبحانه مک مورنینک و کمی آب جوش می گیرم تا برای خود قهوه درست کنم. روزنامه می خوانم و به اخبار رادیوگوش می دهم. تا ظهر در دفترچه خاطراتم مطالبی می نویسم. لباس هایم را به خشک شویی می فرستم اما یک هفته طول می کشد تا تحویلشان بگیرم. برای ناهار فیله ماهی می خورم. دلم میخاد یک تلویزیون بخرم اما کنار نیمکتم برق وجود ندارد.
شام را در مک دونالد می خورم یا از فروشگاه های کوچک همبرگر می خرم. حدود ساعت ۹ شب هم روی همین نیمکت می خوابم شب ها اینجا خیلی بی سر و صداست.
ارزشمند ترین دارایی هایتان چیست ؟
مدارکم ، کتاب هایم ، پول و دفتر چه خاطراتم مهمترین متعلقات من هستند. وقتی از اینجا بروم می خواهم این نیمکت را هم با خود ببرم خیلی به آن وآبسته ام.
آیا هیچوقت حوصله تان سر میرود؟
نه بعد از ۱۵ سال با این موفقیت مالی که داشته ام راضیم، این دنیای ایده آل من است. هیچ نگرانی ندارم. ( ساعتش را بر می دارد ) فکر می کنم زمان بسرعت سپری می شود. دانستن زمان برایم خیلی مهم است.
آیا برای نمایش فیلم تر مینال به لس آنجلس خواهید رفت؟
سعی می کنم این فیلم را ببینم، ولی از من برای شرکت در اولین نمایش آن در لس آنجلس دعوت نشد.

در تصویر زیر صحنه ای از فیلم ترمینال ساخته اسپیلبرگ که کاترین زتا جونز و تام هنگز بازی می کنند
فیلم.