گذرگاه اردیبهشت، ماه دوم بهار

اردیبهشت ۱۳۹۱

گذرگاه اردیبهشت، ماه دوم بهار
————————-
پیش رو خیزاب است
ما در قایق ایمان داریم پارو می کشیم

*************************
جُنگ گذرگاه – اردیبهشت ماه ١٣٩١

شماره ١٢۶ – یازدهمین سال انتشار
=================

جُنگ اردیبهشت ماه گذرگاه را این دوستان یاری کرده اند —————————————————————-

محمود کویر- کاظم مجابی – ناتاشا امیری – صمد اردوبادی – کمال دماوندی – نسیم خاکسار – فریبرز شیرزادی -  رضا اغنمی – عیدی نعمتی – احمد طباطبا ئی – کریم زیّانی ” راهی ” – مینو نصرت – شیرکوبیکه‌س – بابک صحرانورد – علی اصغر راشدان – منصوره اشرافی – امیر هوشنگ برزگر – سیف فرغانی – فریدون مشیری – مریم جاهد – مسعود ناصری – عبید زاکانی – نوشین شاهرخی – محمود پور عبدالله – حسن نوش آذر – صادق چوبک -  آریو ساسانی – محمود صفریان -

شیوه ی عیاری – محمود کویر

اردیبهشت ۱۳۹۱

بخش بزرگی از شعر فارسی، مدح است. مدح شاهان و امیران و ستمکاران و قدر قدرتانی که گاه چونان محمود غزنوی منفور و نفرین شده ی تاریخ و مردمان هستند. قصیده در این میان نقش اول را داشته است و شاعران درباری گاه قصایدی غرا در مدح یا رثای قدرتمدارانی داشته اند که عرق شرم بر پیشانی انسان می¬نشاند.
اما در اینجا باید به چند نکته اشاره کرد تا شاید دریچه¬ای دیگر به روی خود بگشاییم. باید دانست که زیباترین توصیفات از طبیعت و درد و رنج های انسانی را نیز گاه می¬توان در میان همین قصاید جست. چنین است گلبانگ خشم و خروش خاقامی بر ویرانه¬های غارتزده¬ی تیسفون:
ادامه مطلب

تکه کوتاهی از یک سفر نامه – محمود صفریان

اردیبهشت ۱۳۹۱

در تور دو ماهه ای که داشتم و جای همه ی دوستان خالی، گذارم به باغ یا پارک ویا محوطه ی بسیار بزرگی افتاد که سرشار بود از انواع درخت ها، گلها، و گیاهائی که یا تا حالا ندیده بودم یا به این قواره و شکل و شمایل برایم بی سابقه بود.

ادامه مطلب

نسیم خاکسار از خودش می گوید

اردیبهشت ۱۳۹۱

بخوانیم تا بیشتر با این نویسنده نامدارآشنا شویم

ادامه مطلب

باید جالب باشد! – کمال دماوندی

اردیبهشت ۱۳۹۱

اختناق و فشار و جو پلیسی در مملکت در حدی است که به واقع نمی توان نفس با صدا کشید.
در هیچ دوره ای از ادوار فراوان اختناق که بر این مملکت گذشته ، چون این دوره سانسور بیداد نمی کرده است.
ادبیات بی روح و تکیده کنونی که حاصل ممیزی های جهنمی ارشاد! است، تیشه ای است به ریشه بالندگی و کم شدن بیش از پیش خواننده.
ما در هیچ دوره ای، ادبیاتی به این بی رمقی نداشته ایم. ادبیاتی بدون بوسه، بدون عشق، بدون بشکن! و….
نگاهی به ادبیات کلاسیک ما ( در هر دوره ای ) بخوبی این حقیقت را می نمایاند.
سینما نیز بهمین شدت گرفتار است. در فیلم ها تمامی زنان در هیبت کلاغ سیاه، یک شکلند، و همه مردان نیز پشمالو هستند.
در فیلم های این دوره، عاطفه و مهر مرده است. هیچ مادری نمی تواند فرزند خود را نوازش کند، هیچ عیادت کننده ای مجاز نیست بیمار را ببوسد. هیچ مراوده متعارفی بین زن و مرد نمی تواند با دست دادن همراه باشد.

جالب نیست بدانید که در چنین حال و هوا و کنترول موی از ماست بیرون کشیدنی کتاب کسانی که تجسم مخالفت
با رژیم هستند اجازه چاپ از ارشاد می گیرد و با داشتن بسیاری جملات اروتیک در ایران هم چاپ می شود؟
الله واعلم!!!

نگاهی به یک خانواده دیگر- احمد طباطبا ئی

اردیبهشت ۱۳۹۱

پرهیز از فامیل بازی و رفیق بازی و نسپردن شغل به اقوام و اشنایان امر بسیار مشکلی است. به هر حال قاعده کلی این است که رفیق و فامیل آشنایان قابل اعتماد آدمی هستند و ما ایرانی ها برای قرنهاست که چنین رفتار و باورهای داریم. اما چنین رفتاری معمولاً نمی توانسته منافع ملی ما را تامیین نماید.

ادامه مطلب