من اردیبهشت ام

اردیبهشت ۱۳۹۲

من اردیبهشت ام….ماه دوم بهار …سلام

****

گذرگاه
شماره ۱۳۸ دوازدهمین سال انتشار

=================

جُنگ اردیبهشت ماه  گذرگاه را این دوستان یاری کرده اند
…………………………………………………………..

آزاده اخلاقی – محمد ارژنگ – همنشین بهار- عیدی نعمتی – محمود صفریان – توران رئیسی – آرش رستگار- احمد قندهاری – دکتر بیژن باران – آزیتا قهرمان- داراب پهلوان – بهزاد فرضی پور – اسماعیل معزّی – شاهین شاهوی – بهزاد فرضی پور – مولانا – شاهپور شاهمحمودی -محمود خوشنام – الیسا تنگسیر – مسعود ناصری -امیر مهیم – محمود کویر- شورای نویسندگان- مریم توفیقی -

==================================

هم زبانی وهم دلی – سخنی از شورای نویسندگان

اردیبهشت ۱۳۹۲

وقتی آمدیم یکی از دو، سه تا بودیم، در واقع تنها بودیم . یک ساقه ترد و بسیار کوچک، آنقدر کوچک که در اعتنای باد هم نبودیم. حس می کردیم که از بالای سرمان می وزد و می رود. به ما که ریشه ی جان داری هم نداشتیم کاری نداشت، گویا اصلن به چشمش نمی آمدیم. همین شد که ماندیم.
کم و بیش و اندک اندک می آمدند، و ما نیز کم کم از تنهائی در می آمدیم…..تا وبلاگ که با ما نشا شده بود از جا جهید و کورس برداشت و با خودش آبادانی آورد. باغش پر شد از ریا حین گوناگون و رنگارنگ. با زایش هر وبلاگ، یک قلم به دست ( و نه الزامن نویسنده ) پا پیش گذاشت و این یک طلیعه بود. و درد کم خوانندگی را که مشکل بنیانی آثار ادبی ما است مرهم شد. تازیانه ای شد بر رکود حوصله. هر وبلاگ حد اقل یک خواننده داشت، و آنگاه که از مرز هزاران گذشت، رو به تناوری آورد. و این خوشحال کننده بود ( و البته هست ). اما متاسفانه تعداد زیادی از آنها ( که نه فقط قلم به دست بلکه نویسندگانی به قاعده نیز بودند ) یا نیامده رفتند، یا درنگی چند بیشتر نداشتند، دولت مستعجل بودند….. و جایشان خالی است.
ما پس از رونق الفبای بین المللی ( یونی کد )، مرتب مورد سئوال بودیم،
” چون با فانت پارس نگار کارمی کردیم، و بهمین سبب برای خوانده شدن می بایستی ( دانلود ) می شدیم و این برای بسیاری مخاطبان مشکل بود و علاقه ای نشان نمی دادند و به همین علت گمان بر این داشتیم که گنجینه بسیار متنوغ فراورده های ما، آنطور که باید مورد توجه و بهره وری قرار نمی گرفت ، و در قفسه آرشیو جا خوش کرده باقی می ماندند ”
تا اینکه بالا خره از شماره ۵۷ به فانت ” یونی کد ” پیوستیم. و اینک آرشیو گذرگا ه سرشار است از:
داستان – شعر– نقد – طنز ، مقالات متعدد و مختلف، عکس، صحبت در مورد شاعران و نویسندگان جهانی ،
نقاشان مشهور . اخبار.

متاسفانه در این میان چفت و بست فیلترآمد و شد قوز دیگری، وگستره سر زمین مادری را نیز از ما گرفت.
که البته پایدار نیست.
ولی حالا، هر چند بزرگ و تنومند نشده ایم، اما دیگر به آن تردی و لرزانی هم نیستیم .
مائیم و بیش از صد هزار خواستاری که هر ماه به سراغمان می آیند، هرچند ” نرم و آهسته “، از یکطرف، و از سوئی دیگر به زنجیر ( یونی کد ) که پیوستیم ، دقیقن در پهن دشت گیتی حضور داریم.
نیازی به یاد آوری نیست که گذرگا ه چون گذشته به شما تعلق دارد. چراغش را با ارسال آثار خود در هر زمینه ای که باشد روشن نگهدارید. تنومندش کنید تا بیشتر بماند.
نظریات خود را از ما دریغ نکنید. ما آینه خود نمی توانیم باشیم.

ساده نگاری!؟ – محمود صفریان

اردیبهشت ۱۳۹۲

من ساده نگاری را روان نویسی می دانم.
این تقسیم بندی را نیز قبول ندارم که:

“ساده نگاری سر سپردگی است، و پیچیده نویسی، ” زبان محور ” است “

قبول ندارم، چون آن را من درآوردی شاعرانی می دانم که احتمالن نمی توانند روان و قابل فهم و زیبا و بخصوص دلنشین شعر بگویند و نا گزیر خود را در پس این تقسیم بندی پنهان می کنند و هزاران شعر قدیم و کلاسیک و جدید و نیمائی و آزاد، را تختئه و محکوم می کنند و همه شاعران زیبا و دلنشن گوی را که سال هاست مردم را مخاطب داشته اند ساده گو، می نامند که یعنی از قافله دورند و نمی دانند حالا زمانه ی پیچده گوئی است. چون می خواهند سروده های بی معنا و غیر قابل فهم خود را جا بیاندازند. و همیشه هم چند نفری را دارند ” یا هستند ” که آن ها را تائید می کنند، و چه بحث و ها و تفسیر ها و تمهید ها و مقایسه ها که بیان نمی کنند. ادامه مطلب

تحلیل کوتاهی است از آنچه که انسان می خواهد و آنچه که باید باشد – شاهین شاهوی

اردیبهشت ۱۳۹۲

بنظر من موجودات گوناگون به ویژه انسان همیشه در راه متعالی شدن گام برمی دارد، و در این راه به انگیزه و یاری های مختلفی نیاز دارد، از اندیشه و تفکر گرفته تا دست آویزهائی چون دین و آئیین.
من تصور می کنم ، انسان زندگی را و طبیعت را دوست دارد و بهمین خاطر تمام شدن را نمی پذیرد. نمی تواند حتا تصور کند که روزی عمر طبیعی تمام می شود و مرگ و نیستی فرا می رسد. و پیرو همین خواست و آرزوست که برای عمر جاودان و یا پایان زندگی خاکی به کمک دین و مذهب به دنیای دیگری به دنیای پس از مرگ که ابدی و پایان ناپذیر است ایمان دارد.
ایمان در نهاد همه ی انسان ها بطور فطری وجود دارد، و آنچه که آن را آبیاری می کند تفکر و اندیشه است.
البته عده بیشماری با تفکر و اندیشه خود به سوی مقصود راه گشائی نمی کنند چرا که قادر نیستند. در نتیجه از یاری و تفکر دیگران مدد می طلبند، وهمین سبب گسترده شدن بساط انواع و اقسام مذهب شده است، وچنین افرادی ناگزیر به یکی از این مذاهب جذب می شوند. در این میان با توجه به شاخصه هائی که پیامبران داشته اند
بیشترچنین افرادی را جذب کرده اند. اما همین پیامبران با همه ایمان و نبوغ و شاخصه هائی که داشته اند نتوانسته اند این خواست پیروان خود را که طول عمر است برآورده کنند، چرا که خود نیز با پابان عمرمتعارف چشم از جهان فروبسته اند، نا گزیر انسان را به زندگی بعد از مرگ و به اصطلاخ ” آن دنیا ” حوالت داده اند. که خود به نوعی همان پایان نیافتن زندگی انسان است.
بنظر من آن هائی که نتوانسته اند یا نمی توانند به یاری فکر و اندیشه و دانائی خود مسائل و معضلات را حل کنند هنوز نیاز به راهنمائی و ارشاد بزرگان دین و مذهب دارند.
تمام حرف وسخن من این است که تا جهان باقی است، نیاز انسان به ایمان باقی خواهد ماند، مگر اینکه خود انسان به خدائی برسد و دیگر نیاز به آموختن نداشته باشد. و انسان با ایمان تا زمانیکه از نظر آگاهی و دانش نیاز به معلم و شبان دارد، پیرو دین و مذهب خواهد بود. در این صورت، خوشحابحال آنانکه برای متعالی و متجلی شدن روح و روان خود، دین و آئینی را پیروی می کنند که به متعالی شدن اندیشه های آن ها نیز کمک شایانی می کند.

آفتابی در سایه؛ نگاهی به خاطرات هوشنگ ابتهاج – محمود خوشنام

اردیبهشت ۱۳۹۲

سرانجام انتظار بزرگ به سر آمد و پیر دیر شعر، هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه)، در آستانه هشتادو پنج سالگی لب به سخن گشود. او که تا کنون به کمتر گفتگوئی تن در داده، حالا در خاطرات تقریری و تفصیلی خود نه تنها از شعر خود و دیگران که از هر کس و هر چیز که در چرخش فرهنگی دیروز و امروز ایران سهمی داشته اند، سخن به میان آورده است.

این خاطرات که عنوان ” پیر پرنیان اندیش ” بر پیشانی دارد در دو جلد و در ۱۳۰۰ صفحه در تهران انتشار یافته و در مدتی کوتاه به چاپ پنجم رسیده است.
این کتاب به همت والای
میلاد عظیمی و عاطفه طیه در صحبت با سایه، باعنوان ” پیر پرنیان اندیش، “  توشط  انتشارات سخن به مردم عرضه شده است

یش از هر چیز باید به تدوین کنندگان کتاب، میلاد عظیمی و عاطفه طیه، تبریک گفت که اولا توانسته اند طلسم سکوت دراز مدت سایه را بشکنند. ثانیا نگذاشته اند که حتی یک واژه از حرف های او به هدر رود و همه آن ها را به دقت تحریر کرده و بازتابانده اند. آنها برای این کار شش سال تمام (۸۵ تا ۹۱) در ماه هایی که سایه در تهران به سر می برده، از مصاحبت او برخوردار شده اند. و تازه اگر پا درمیانی محمد رضا شفیعی کدکنی که سایه از او حرف‌شنوی دارد نمی بود، گمان نمی کنیم کارها می توانست به سرانجامی برسد.

ادامه مطلب

نیم نگاهی به امیر مهیم و کارهایش – محمود صفریان

اردیبهشت ۱۳۹۲

سخن از عشق سرودن ره و آئین من است
گر که  توکفر حسابش نکنی  دین من است

او تلاش گر ادبی – شاعر – ترتیب دهنده و مجری برنامه تلویزونی پر مخاطب ” دریچه های روبرو ” و صفحه ای بهمین نام در هفته نامه شاخص ومحبوب ” شهر ما ” است.

ادامه مطلب