قسمت ششم از پاورقی داستان : برگ هائی از یک زندگی – تنظیم از محمود صفریان

آبان ۱۳۹۶

بسته ای دریافت کرده ایم که اگر عمری بود آن را روزی بصورت کتاب منتشر خواهیم کرد
داستانی است واقعی که پُر است از فراز و نشیب های بسیار خواندنی
بسته که می گویم منظور ئی میل هائی است که گه گاه در این رابطه دریافت می کنیم
خواندنی، توجه کردنی، آموختنی، پر کشش و شیرین است

قسمت ششم

بدین ترتیب دفتر زندگانی من که حاصل عشقی پاک به شمار می آمد در سرزمین پدری ام ایران در روز ۱۸ اسفند ماه سال ۱۳۶۶ برابر با ۹ مارس ۱۹۸۷ و در اولین ساعات بامداد روز دوشنبه گشوده شد. آری چشمانم را بر روی شهر و کشوری گشودم که نزدیک به یک دهه از انقلاب سوال برانگیزش می گذشت. همه چیز در حال تغییربود تغییری که استقرار یک دیکتاتوری مذهبی تمام عیار را رقم می زد. می رفت که تمامی آرزوهای زندگی آزاد به کابوسی شوم بدل شود. زندانها پر از بهترین و پاکترین فرزندان این کشور شده بود و دیکتاتوری اسلامی با بی رحمانه ترین شکلی مخالفینش را دسته دسته به جوخه ها ی اعدام می فرستاد. یاد آوری این روزها برای من که معصومانه چشم بر روی این جهان گشوده بودم و سالها بعد راجع به این حوادث می شندیدم و می خواندم هنوز هم تکان دهنده است. کابوس ترسناک مرگ سراسر این سرزمین پاک آریایی را درکام خود فرو می برد. آری این چنین بود که زندگی مشترک دو عاشق بدون اطلاع از آنچه در انتظارشان بود در کنار فرزند نورس شان آغاز شد.

Read the rest of this entry

در مورد سرنوشت گذرگاه

آبان ۱۳۹۶

اگر قرار است که هر ( چیز ) زمانی عمرش به پایان برسد و گذرکاه نیز از این قائده مستثنا نیست با توجه به شرایط من بعنوان سر دبیر و ادامه دهنده آن بایستی پایان فعالیت آن را اعلام کنم ولی ترجیح دادم اگر چه بصورت گاه نامه آن را ادامه بدهم و حاصل اینی است که می بینید
امیدوارم مورد قبول قار گیرد

کتاب رنگین کمان – ۲

آبان ۱۳۹۶

رنگین کمان – ۲

گاهنامه گذرگاه

آبان ۱۳۹۶

بجای اعلان پایان فعالیت تصمیم گرفتم که آن را بصورت گانامه منتشر کنم گمان می کنم تصمیم بهتری باشد

میهمان شبانه – احمد قندهاری

آبان ۱۳۹۶

در دل باز کنم

نغمه ای ساز کنم

میهمان هر شبم می آید

سایه اش پنجه به در می ساید

با صدای حریر گونه ی خویش

می زداید زدلم هر چه غم است

می برد خستگی روز بدر

شادی اش زود گذ ر

پس از آن

من و تنهائی و یک عالم درد

من و بی کسی و چهره ی زرد

می کشم باز جسم آزرده ی خویش

در اتاقی غمناک

روی یک بستر سرد.

گذرگاه ۱۹۰

آبان ۱۳۹۶

گذرگاه

شماره

١٩٠
این شماره گذرگاه حاصل همت این یاران است