وقتی آمدیم یکی از دو، سه تا بودیم، در واقع تنها بودیم . یک ساقه ترد و بسیار کوچک، آنقدر کوچک که در اعتنای باد هم نبودیم. حس می کردیم که از بالای سرمان می وزد و می رود. به ما که ریشه ی جان داری هم نداشتیم کاری نداشت، گویا اصلن به چشمش نمی آمدیم. همین شد که ماندیم.
در فکر بودم با کمک و استمداد از صاحبنظران و جامعه شناسان، و از دوستان نویسنده ام و همه ی آنهائی که با درد کهنه ی کم خوانی کتاب در کشورمان بیگانه نیستند دعوت کنم که هریک نظر خود را برای درمان این درد در دو مقطع کوتاه مدت و دراز مدت بیان کنند و راه کارهائی را بنمایانند تا شاید بشود مرهمی برای این ناسوری اجتماعی که سبب شده است ما را از کاروان جهانی عقب نگه دارد اندیشه کرد اما دریافتم اشکالات و کمبود ها و مصائب دیگری بر سر راه داریم که اول باید فکری برای آنها کرد. ادامه مطلب
سخنی با خوانندگان نازنین
نزدیک چهل شال پیش استاد ارجمند، دکتر نقوی در مجله ی ارزشمند هنر و مردم مقالاتی در زمینه فرهنگ و هنر ساسانی و روند استمرار آن در هند نوشته بودند. بخشی از آن را که امروز و هنوز برای تاریخ سرزمین ما بسی گرانبهاست برای شما میاورم. چه درس ها که در این نوشته است. این مقاله در دوره چهاردهم و در شماره¬های صد و شصت و پنج و صد و شصت و شش در تیرماه و مرداد ماه سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج آمده است. دانشی مردی که ایشان بودند و ما می توانیم چه درس¬ها از راه و رسم پژوهش از ایشان بیاموزیم.
محمود کویر
————————- ادامه مطلب
نام من بهار است، بهار است و از گل می نویسم ، اما گلهای پر پر. از سبزه می نویسم و از جوانه، اما جوانه های له شده، در زیر لگد مال نفرت، نفرت زشت خویان از زیبایی و از هر چه که زیباست، نفرت مزدوران از حق و حق خواهی و حق جویی ، از نامرد می نویسم. ادامه مطلب