گذرگاه اردیبهشت ماه١٣٩٣

اردیبهشت ۱۳۹۳


گذرگاه اردیبهشت – ماه دوم بهار، ماه رونق گلها

شماره ١۵٠ سال ١٣٩٣

در سیزدهمین سال انتشار
شماره
١۵٠ گذرگاه، حاصل همت این یاران است
********************************************
محمود کویر – محمود صفریان – عیدی نعمتی – دکتر بیژن باران – سحر علامه زاده – پریچهر – رامتین صلاحی – محمود روشن ضمیر – هوشنگ ابتهاج -
احمد محمود – نادر نادر پور – راضیه رستگاری- پرویز شاهپور – فاضل نظری – علی میرعطائی – توران رئیسی – مهتاب خرمشاهی – الهه مشتاق -
================================

شروه و شروه خوانی – محمود صفریان

اردیبهشت ۱۳۹۳

در این نوشتاراز کتاب

ترانه و ترانه سرائی در ایران -

نوشته ی محقق گرامی استاد محمد پناهی سمنانی
و کتاب

ترانه های فایز-

اثر ارزشمند عبدالمجید زنگوئی
بهره گرفته ام
با سپاس از هر دوی این بزرگواران
عمرشان دراز باد

شروه – شروه خوانی – فایز و دو بیتی هایش که شروه خوانی را رونق داده است
ادامه مطلب

کاریکالماتور – پرویز شاهپور

اردیبهشت ۱۳۹۳

*اگر حرف مُفت را می خریدند ، خیلی ها میلیاردر بودند.
* امروز همان راه حل های دیروز است.
* سکوت به جرم پوزخند به عدالت محاکمه شد.
* فقط آدم های پُر حرف , سکوت ذخیره می کنند.
* آنقدر در خودم فرو رفتم که سر از قوزک پایم در آوردم
* کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد.
* رشته سخن را بدست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت.
* آگر ساقی چشمان تو باشد , یک استکان چای هم مستم می کند.
* بیشتر اوقات افکارم را با سکوت , سانسور می کنم.
* آجر فشاری هیچ نسبتی با گروه فشار ندارد
* برای روشن کردن منظورش ، همه چیز را به آتش کشید.
*  وضعش «توپ» بود ولی با یک «شوت» از میدان خارج شد.
* دست هایم تصمیم گرفتند که مرا نه دست به سینه کنند و نه دست به کمر.
* نقاش فقیر «درد» می کشید.
* خر نادان ، دوست خوب خر سوار است.
* در نبودنت ، خاطراتت خود نمایی می کند
* مخالفان آزادی افق را با لکه های سیاه کدر کردند.
* عشق زنی بود که سیگار نمی کشید و من ترکش کردم.
* عاشق با تلسکوپ و حسود با میکروسکوپ به دنیا نگاه می کند.
* بی توجهی شهرداری به دست اندازها یعنی دست انداختن مردم.
* در روزهای بارانی اعداد در زیر رادیکال پنهان می شوند.
*  قشنگ ترین و زیباترین ساعت دنیا، ساعتی بود که دیدمت.
*  وقتی گفتم حرف دلت را بزن، گفت گرسنه ام.
* با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.
* خیلی ها تنها پشت گرمی‌شان آفتاب داغ است.
*  بازداشتگاه عکس ها آلبوم است.
* بی دست و پاترین موجود مار است ولی همه از آن می ترسند.
* شیرین ترین ماه , ماه عسل است.
* خیلی از موش ها حتی به گربه ها هم محل سگ نمی گذارند.
* خُر و پُف , همان پُر حرفی کردن در خواب است.
* برای گوش های سنگینش , نیاز به یک باربر داشت.
* کرم شب تاب , چراغ قوه حیوانات است..

کس چو حافظ نگشاد از سر اندیشه نقاب / تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند – علی میر عطائی

اردیبهشت ۱۳۹۳

نگاهی از زاویه ای دیگر به دیوان حافظ، دیوانی که در خانه ی هر ایرانی، درهر جای دنیا وجود دارد. و گاه چندین نوع آن: حافط خانلری – حافط شاملو – حافط قزوینی، دکترغنی.
و….
به واقع راز این همه نزدیکی مردم به این رنده شوریده، این عاشق عصیانگر، به این مداح می و معشوق، و به این قلندر یگانه که گستاخانه پرده ریا را می درد ، در چیست؟
در همین صفات است؟ در فال “حافظ ” است؟ که گاه در راز گشائی و باز گوئی خواسته آنکه توسل و توکل و تفعل کرده است، اعجاز می کند. در اشعاری است که بر روح غلبه می کند، قلب را در اختیار می گیرد، احساس را به پریشانی می کشاند، و فریادی می شود از اعماق نا شناخته های درون آدمی؟ و یا در رمز و رازی نا گشوده ای است که همه
جستجو گرانه در اشعارش به دنبال آن می گردند؟
و یا بر پایه ” زمان ” و اوضاع حاکم در آن” زمان” می شود فریاد مردم در بند.
و در این زمان در نمایاندن چهره باطنی زاهدان سیه دل ِ تاریک اندیش بانی کشش و ارادت دمردم به خود می شود.
بهر حال آنچه مسلم است، این است که در یک بیان ساده ” حافظ ” به زعم هر کس، همان است که می خواهد.
رمز بزرگی او در شهامت دلیرانه اوست در شکستن سکوت و با لا زدن یا بهتر ” دریدن ” پرده تاریکی و ظلمت عهد وحشت و تروری است که در آن می زیسته است. اشعار
ماندگار او دلیل قاطعی ایست بر شهامت او، که بی ترس از داروغه و گزمه های زمان چون سیل جریان داشته است. چیزی که در این زمان در نزد ما روشنفکران ذره ای:
” می یافت نشود گشته ایم ما ”
در این زمان که کتاب ها را وزارت ارشاد!! آنقدر بالا و پائین، کم و زیاد ، بر دار و بگذارمی کند. و ادبیاتی بی بوسه، بی عشق، و بی می را رواج داده است، و حتا تاب بودن کلمه ” بشکن ” را در کتاب ها ندارد، بیشتر به اهمیت شهامت حافظ و جبن خود پی می بریم. دیوان حافظ پر است از این گستاخی!! ها:
” در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند “

” واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند “

” ره پنهانی میخانه نداند همه کس
جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر”

” شربتی از لب لعل ش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت “

” ما ” کجائیم در مبارز با فشار و تباهی ” حافظ ” کجا!

عطار و هفت شهرش – محمود صفریان

اردیبهشت ۱۳۹۳

به سراغ هفت شهر یا هفت وادی فریدالدین عطار نیشابوری
می رویم که در مورد آن می گوید:
بدون عبور از آن ها گام در طریقت خلوص نتوان گذاشت
——————————————————————

ادامه مطلب

عرفان ایرانی – دکتر بیژن باران

اردیبهشت ۱۳۹۳

رنج انسان هنرمند- رنجی است که در جستجوی حقیقت گام بر می دارد. نیما یوشیج
ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺮ اﺳﺖ اﺯ اﻧﺴﺎﻥﻫﺎﻱ ﺧﻮﺏ. اﮔﺮ ﻧﺘﻮاﺳﺘﻲ اﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻲ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﻳﻚ اﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ. ؟

ادامه مطلب