گذرگاه فروردین ماه

فروردین ۱۳۹۴

سلام…اگر چه دیر ولی بالاخره آمدم…نوروز و بهاری دیگر را تهنیت می گویم
گذرگاه شماره ١۶١ در چهاردهین سال انتشار
این شماره گذرگاه، حاصل همت این یاران است
**********************************
محمود صفریان – ابوالفضل سپاسی – آرزو پارسائی – فریدون مشیری – هیلا صدیقی – بهروز آزاد – مهرداد اکبری -
اصغر مجیدی – احمد قندهاری – بهروز آزاد – منیژه درتومیان – عیدی نعمتی – مهتاب خرمشاهی – حمید رضا یعقوبی – توران رئیسی – مینا استر آبادی – علی صالحی – عبدالله کوثری – ماریو بارگاس لوسا – احمد گلشیری – ارنست همینگوی – عسل نیکی – ژان پل سارتر – امید صباغ نو – رضی الدین آرتیمانی -

تبریک

فروردین ۱۳۹۴

آغاز پرواز پرستوهائی که بهار را در منقار دارند،
و سالروز هویت ما، نوروز باستانی بر همه ی شما هم میهنانم و همه ی ملت هائی که نوروز را گرامی میدارند
مبارک و میمون باشد.
و امیدوارم سالی پر برکت و سرشار از شادی و سلامتی همراه با رایحه آزادی داشته باشیم.
نوروز ماندگار است، تا یک جوانه باقی‌ ست
باقی‌ست جمع جانان، تا این یگانه باقی است

مناجاتی کوتاه با کمک از شعر بسیار زیبای ” رضی الدین آرتیمانی ” شاعری از دوران صفویه: – محمود صفریان

فروردین ۱۳۹۴

الهی به مستان میخانه ات:
به مردم عزیز کشورم شوق خواندن عطا فرما تا در این زمینه بیش از این از غرب عقب نمانیم.
ادامه مطلب

چهارشنبه‌ سوری – احمد قندهاری

فروردین ۱۳۹۴

بشر امروزی ، حدود ۱۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده است. مشکلات بشر اولیه، علاوه بر غذا ، ترس و وحشت دائمی از تاریکی بود. شب ها تاریکی مطلق بر همه جا حکمفرما بود. علاوه بر آن به علت وجود باد و طوفان و ایجاد صدا های ناهنجار ، این وحشت افزایش می یافت. اما در روز هیچ یک از این عوامل وحشت وجود نداشت. لذا نور ، خورشید و روز ، دشمن تاریکی و از بین برنده ی ترس و وحشت بود. به همین علت آتش که تنها منبع نور در آن دوران بود ارزش ویژه ای داشت. یکی از بزرگترین و مهم ترین اکتشافات بشر ، کشف

ادامه مطلب

تکه ای از یک نامه که سالها پیش برای دوستی نوشته ام – محمود صفریان

فروردین ۱۳۹۴

امروز دیگر ۲۲ ژانویه نیست، اما کماکان یکشنبه است، یکشنبه پنجم فوریه.مثل هر جمعه ای هم که باشد و در هر کجای دنیا، تب خودش را دارد… پتوئی را چارتا روی صندلی چوبی آشپز خانه که نشیمنش نرده ای است، گذاشته ام. هفت تکه چوب قرنیز مانند را به فاصله کنار هم کوبیده اند که یعنی نشمینگاه صندلی. نشستن رویش خسته می کند. بارانی دارم که روزی روزگاری کلی وقار داشت، ولی حالا بجای عبا می اندازمش روی دوشم. با خودم عمر سابانده است. من نمی دانم محمد علی افراشته از کجا پالتویش را خریده بود که هم چهارده سال دوام آورده بود و هم جان پشت و رو کردن را داشته است. اینی که من دارم تاب مستوری ندارد کهنگی را تا پود آخرش می نمایاند. همیشه روی پشتی صندلی است. هیچ وقت مثل چیز های دیگرم برای یافتنش، نمی گردم. من هیچوقت دنبال وسائلم شخصی ام نمی گشتم، در این مورد نظم خاصی داشتم، ولی تازگی ها گم و گورشان می کنم، تازگی ها خیلی جور ها شده ام، دوسه ماهی است. ولی بارانی سابق و عبای حاضر را همیشه روی پشتی صندلی چوبی ام می گذارم.
یکشنبه است….برای من مثل همه ی یکشنبه ها ی دیگراست ، ولی پنجم فوریه است…در خانه مان روی تپه های الخته در حومه مادریدنشسته ام، در آشپزخانه ای که در شیشه ای اش باز می شود به برهوتی که عاقبتش می رود به سوی فرانسه. از چای جلویم دارد بخار بلند می شود، و من…غرق زمانی ام که حال و روز بهتری داشتم.

کتاب ها – روابط عمومی

فروردین ۱۳۹۴

کتاب های دکتر محمود صفریان
١ – روز های آفتابی – مجموعه ١٧ داستان کوتاه
٢ – روزی که گلابتون رفت – مجموعه ١٢داستان کوتاه.
٣ – شام با کارولین – یک داستان است در٧ فصل ( در حقیقت رمان کوتاهی است در٨٠ صفحه )
۴ – اشک ققنوس – مجموعه ١٢ داستان کوتاه.
۵ – سَلَفچِگان مجموعه ١٠ داستان ِکمی ا ز کوتاه بلند تر است.
۶ – رمان ِفصلی دیگر – که یک داستان بلند است، و در آینده منتشر خواهد شد.
٧ – دریا در فنجان – که مجموعه تعداد زیادی سروده های ( بند انگشتی یا هایکو است ) که آن نیزبه زودی منتشر خواهد شد .
کلیک کنید.http://ow.ly/tSLFb برای تهیه کتاب های این نویسنده بر روی این